أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
75
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
اسم « الله » اگر حروف ظاهرى و باطنيش جمع شود شش مىشود : دو « الف » و دو « لام » و « الف » ظاهر در گفتار - نه خط - و « ها » و « واو » كه به اشباع ضمه ظاهر است ، و چون به اين شش ، آن حقيقتى را كه دلالت بر اين اسم دارد اضافه كنى ، يعنى الوهيت كه عبارت از نسبت تعلق حق است از حيث ذاتش به اسمايى كه تعلق به عالم كون و وجود دارند ، هفت مىشود ، اين را نيك بفهم ! همينطور اسم « الرحمن » كه پايينتر از اسم « الله » است و در جمع و حكم و احاطه مشارك آن ، حروفشان شش است و هفتمى « الف » غيبى معقول است كه بين « ميم » و « نون » كه مظهر احديت جمع است مىباشد ، اين را متذكر باش ! چون كلمه « بسم » از حيث ظاهر اين راز هفتگانه را كه سهتايى و چهارتايى است جمع نكرد ( يعنى : « بسم » از وجهى سه حرف است و از وجه ديگر - به اعتبار « الف » محذوف - چهار حرف ) اين امر به واسطه اضمار و نهانبودنى كه بدان « بسم » جايز است كه كلمه باشد تمامى يافت ، پس تقدير آن اين است كه : آغاز كردم و يا آغاز مىكنم با لفظ « بسم » كه سهتايى و چهارتايى جمع مىآيد ، و همينطور بايد سرّ غيب ذاتى را از حيث اطلاق كه برطرفكننده اعتبارات است و از حيث تقييد به يك اعتبار ، حاضر دارى ، سپس سريان آن را در دو مقدمه و دو نسبت رحمت و غضب ، و نسبت وحدت از حيث استناد كثرت بدان ، و حكم « با » كه مستند به اين دوتايى است ، و « سين » كه آگاهىدهنده بر كثرت است و لوح با قلم ، و كرسى كه محل تقسيم است و در عالم صور ظاهر است و نسبت به عرش از جهت صفت وحدانى است ، و كلمه و امر و احاطه و عموم ، به سبب سرّ اسم « رحمان » كه بر آن استيلا دارد ، و سرّ اسم « مدبر » كه اختصاص به قلم دارد ، و همينطور سرّ اسم « مفصل » كه اختصاص به لوح دارد و ظهور تخصيص و تميّز آن به اسم « الرحيم » است - در كرسى كريم - حاضر داشته باشى ! اكنون عموم حكم حق و احاطه و جمعيت آن را از حيث ذاتش و از حيث اسماى كلىاش ، سپس اندراج تمام را - يكجا - در اسم « الله » و بهطور تفصيل در دو اسم « رحمان و رحيم » و بعد اندراج همگان را در « ها » ى اسم « الله » كه مظهر غيب ذاتى است بنگر و حكم مراتب پنجگانه را با دو نسبت اولى كه به هر دو سرّ هفتگانه ظهور و تمامى مىيابد بنگر ،